درباره
- وبگاه
- http://khalghezi.wordpress.com
- جزییات
نوشتههای :
-
04/15/2011 سوتی
-
04/04/2011 سال نو مبارک
-
01/29/2011 مرد اجاره ای
-
12/26/2010 خدا حافظ همین حالا…
-
12/25/2010 بچگیام
به من میگن خال قزی
یکی بود یکی نبود
خاله سوسکه تو خونش نشسته بود،دوتا چشمو بسته بود
چون که تنها شده بودش خسته بود
زیر لب گفت:من چیکار کنم؟چی میشه از تنهایی فرار کنم بهتره از خونمون بیرون بیام تا برم دنبال هرچی که بخوام.به همه سر بزنم....واسه حرفای درگوشی
اگه میخوای یه حرف درگوشی به خاله بگی رازی دردلی داری سه تا کار میتونی بکنی
یک:تو کامنتت بنویسی "درگوشی"
دو: اگه به ی خیلی مطمئن نیستی بنویس خصوص
سه :چهارتا + بزار اینجوری ++++همینجوری گفتم
- آلان حالت تهوع بهم دست داده!من احتياج به چيزاي شوروترش داشتم نه شيرين اونم دراين حد! 1 month ago
- بقصدشام ازخونه امديم بيرون بعديهو دلشون بستني كشيدرفتن بستني گرفتن دادنمون خورديم ديگه نتونستم شام بخورم! 1 month ago
- مانتوقرمزه روپوشيدم اومدم توخيابون(آيكن قربون خودم برم) 1 month ago
- نميشه قسمت پسرخالش روبيشتركنن؟ 1 month ago
- اكانت عوض كنم ياپروفايل همين اكانت روتغييربدم مسئله اين است! 1 month ago
- آياميدانستيدانسان بغيرازكودك درون يك عددخردرون هم دارندكه گاهي زمام امور رابدست ميگيرد؟! 1 month ago
- خيلي بااين تيپ اسپرت شدما! 1 month ago
همسایه های خوبم-
نوشتههای تازه