صبح جمعه بارون میومد ساعت 7و نیم از خواب بیدار شدم دایی گفت صبح جمعه زود از خواب بیدار شدی دایی! گفتم قراره بیان دنبالم تا با دخترعموهام بریم بیرون. بهم گفت باروون میاد! گفتم بهتر
وقتی از خونه رفتم بیرون آسمون نیمه ابری بود آفتاب قشنگی روی زمین پهن بود گرمی ملایم آفتاب و بوی نم بارون ترکیب قشنگی بود باغ ارم درختای مختلف با برگای رنگی قشنگتر شده بود باب قدم زدن دو نفره تا تونستیم با دختر عموهام قدم زدیم به جز یکی که کلا غائب بود یعنی بود ولی نبود
چه ربطی ؟
میفهمید
شب همون فیلم رو گذاشت که دختره میخواست بعد چندسال میخواست بیاد شهر خودش واسه اینکه ساق پای دوست پسرشو مورد عنایت قرار بده یه مرد خوشتیپ و با کلاس به مبلغ 6000دلار اجاره میکنه به عنوان دوست پسر میبره شهرشون
خوب بازم چه ربطی؟
میگم
ماهای گذشته ام پر شده از قرارهایی که مال من نبوده و دوتا نقش بازی میکردم توش هماهنگ کننده و جور کننده قرارها و بهونه واسه بیرون اومدن ملت
خوب خسته شدم ولی کاریش نمیشه کرد
داشتم فکر میکردم مثلا منم واسه خودم یه قرار جور کنم بعد همه اونایی که دوستاشون و نامزداشون رو آوردن و اونایی که هراس دارن نامزدشون رو از چنگشون در نیارم رو دعوت میکردم بیان و لاو ترکوندن مارو دید بزنن و دلشون آب بشه
حالا که قراره به قول مامان بزرگم یه خاکی تو سر خودم بریزم سر یه تل(تپه)بزرگی بکنم خوب ولی واسه پیدا کردن این تپه باید یا آگهی بدم یا تو خیابون بگردم یکی رو پیدا کنم خوب راه اول اگهی دادنه
یه یک عدد آقا با شخصیت با کلاس با ادب و نزاکت البته شوخ طبع و مهربون و خوش تیپ چون میخوام ساق پای بعضیارو بزنم تا حد امکان کارمند یه جایی تحصیلات هم داشته باشه کلا جنتلمن برای یک روز نیازمندیم
واجدین شرایط با شماره های زیر تماس بگیرد
دیروز تا حالا زشت این فکر افتاده تو کله ام و کلی با خواهرم سر همین خندیدیم و پسرارو تو خیابون خوب و بد میکنیم انگار میخوایم بخریمشون
احتمالا قراره میوفته واسه باغ ارم توی همون حال و هوا
….
یه چیزی درون بدنم مگه بیکاری دلت درد میکنه سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبندن حتی فکرشم نکن منم بهش میگم نکنه فکر میکنی جدی میگم؟!
ضمیمه:
سوک سوک
به رو خودتون نیارید پست قبل گفتم میرم دیگه نمیام ننویسم خفه میشم باور کن هر از گاهی میام
همه اتون رو تو این مدت خوندم
میرم سرکار
درس تعطیله
ببين كــــــــــــــــــــي اومــــــــــــــــــــده
ميدونستم برميگردي تنــــــــــــــــاز
اما نميدونستم من اولين كسيام كه از برگشتنت باخبر ميشم
___________________________________________________
خال قزی:
شما میدونستی من برمیگردم؟
خودم که نمیدونستم
جایزه نداریما
ممنون دادایی
خوب من خعلی چیزا میدونم که شما نمی دونی!
بر عکس این قضیه هم صادقه، شما خعلی چیزا میدونی که من نمی دونم
جایزه؟! می دونی که اصلا دوست ندارم!
———————————————————————-
خال قزی:
مثلا چی؟
دادا خودت به زبون خوش بیا اعتراف کن
البته توی این که من خیلی چیزا میدونم حرفی نیست مثل اینکه شما اصلا جایزه دوست نداری
مثلا بلوند !!
سلام عزیزمممممممممممم.
دلم برات یه ذره شده بود. قربونت برم که منم طاقت دوریت رو نداشتم.
خوش به حالت که رفتی باغ ارم. جای ما رو هم خالی می کردی.
مرسی که اومدی . بووووووووووووووووس
———————————————————————–
خال قزی:
فدات گلم
خدانکنه
منم طاقت دوریه تورو ندارم واسه همین دم به دقیقه مزاحم تو میشم
واقعا جات سبز انشالله باهم بریم
بووووووووووووس
خاله اي ولله كه اومدي …………
همين هر از گاهي هم خوبه …………………..
منم يه چند وقتيه از هر روز نوشتن دست كشيدم و هر از گاهي شدم …………….
خاله من ميام براي يك روز …………….. چون ميخوام مشتري بشي 50% هم بهت تخفيف ميدم …….
صورتحسابت ميشه 3000 دلار ……………
قبوله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
—————————————————————
خال قزی:
پولم کجا بود بنده خدا
من که نمیخوام یه ماه طرف رو ببرم شهر خودم از کارو زندگی بندازم
همش یه ساعت
اونم میتونه از اینور و انورش بزنه مثلا به محض اینکه چشم اطرافیان من و دور دید بره واسه خودش بچرخه
ممنون که بهم سر زدید
من بیکارم
دلم درد میکنه
سرمم درد میکنه
به کی باید بگم؟
——————————————————-
خال قزی:
به خودم
مگه من مُردم بیا به خودم بگو
چی شده خاله
به من
——————————————-
خال قزی:
نخیر به من میگه
آیکن گیس و گیس کشی
تنازجان، فکر کنم خودتون، این پست خودتون رو نخوندین
خوب منظور مرجان از سرم درد میکنه و دلم درد میکنه، اینه که بره مرد اجاره ای بگیره دیگه!
سلام خدارو شكر ماكه ساكن دو آپارتمانيم …..حالا دنبال مرد اجاره اي هستين ….
ايشا الله پيدا ميشه اگه نه …..
موفق باشي روح الله جان
—————————————————————————-
خال قزی:
تو بلاگ خاله به روح الله موفق باشی میگی؟
میبینی خدا وکیلی
ساکنید یا صاحب؟
خوشبحالتون
کی می خواد این وبلاگ به روز بشه خالههههههههههه .
———————————————————————-
خال قزی:
به زودی
اونلی فور یو
منم سوک سوک !!!
هی خاله جون ، کجا قایم شده بودی ؟
حالا می خوای تو چشم بذاری ما قایم بشیم ، ببینی چه بده ؟
یه بوس بده بیاد ببینم گمپ گُلم
صبر کنین من برم کاسه بیآرم، آبش رو جمع کنم
——————————————————————-
خال قزی:
دااااااااااااداااااااااااااااا
کوشی پس ؟
———————————————-
خال قزی:
جدا کوشم پس
آیکن سوت بلبلی
راس ميگه
ور آر يو كوشينگ؟!
——————————————-
خال قزی:
واقعا ور ام ای کوشینگ؟